ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
123
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
« اى ارميا ، تو از كجا مىپنداشتى كه پروردگارت به تو وحى فرستاده و وعده داده كه تا دستور تو نباشد بيت المقدس را نابود نمىكند ؟ » ارميا در پاسخ گفت : « پروردگار من بر خلاف وعدهاى كه فرموده رفتار نخواهد كرد و من به دو اطمينان دارم . » هنگامى كه پايان مهلت فرا رسيد و از ميان رفتن فرمانروائى ايشان نزديك شد و خداوند نابودى آنان را خواست ، فرشتهاى را به گونهء آدمى پيش ارميا فرستاد و به دو فرمود تا مسألهاى را در پيش ارميا مطرح كند و از او فتوى بخواهد . اين فرشته كه به صورت آدميزاد درآمده بود پيش ارميا رفت و به دو گفت : « اى ارميا ، من مردى از بنى اسرائيل هستم و از تو مىخواهم كه دربارهء خويشاوندان من فتوى دهى . من با آنان به گونهاى كه خداوند فرموده ، رفتار كردم و دربارهء ايشان آنچه شرايط مهربانى و بزرگوارى بود به جاى آوردم ولى آنان هر چه بيشتر از من مهربانى و جوانمردى ديدند ، به كينهتوزى و بدرفتارى با من افزودند . اكنون نظر تو چيست ؟ با ايشان چه بايد بكنم ؟ » ارميا به دو اندرز داد و گفت : « باز هم همچنان كه خداوند از تو مىخواهد به ايشان نيكى كن و آنچه را كه خدا فرمود انجام ده . » آن فرشته رفت . و چند روز ديگر باز به گونهء آدميزاد درآمد و برگشت . ارميا از او پرسيد : « آيا رفتارشان دگرگون نشد و پاك نگشت و تو آنچه را